سفري واقعي به ديگر سو

آن مرد صبور آسماني شده بود

دایی جان روحت شاد و یادت گرامی


مادرم بالای سرم قرآن گرفت 

آیه های آن به پیشم جان گرفت


ابرها بالای سرم گرد آمدند ... 

رفتم و  پشت سرم باران گرفت


سفر به ديگر سو اين بار درباره اين مسافر نيست.

درباره مسافري است كه در مدينه سفر حج‌اش را

نيمه‌تمام رها كرد و برگشت تا خود را براي سفري

بزرگتر آماده كند...

.