بیاد دایی جواد عزیز...
سفري واقعي به ديگر سو
آن مرد صبور آسماني شده بود
دایی جان روحت شاد و یادت گرامی
مادرم بالای سرم قرآن گرفت
آیه های آن به پیشم جان گرفت
ابرها بالای سرم گرد آمدند ...
رفتم و پشت سرم باران گرفت
سفر به ديگر سو اين بار درباره اين مسافر نيست.
درباره مسافري است كه در مدينه سفر حجاش را
نيمهتمام رها كرد و برگشت تا خود را براي سفري
بزرگتر آماده كند...

.
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 0:0 توسط مهدی شایگان
|
سلام. من مهدی شایگان هستم.